داروین در کتاب منشاء گونه ها(The origin of species) به میزان زیادی از مثال های انتخاب مصنوعی  برای اثبات انتخاب طبیعی استفاده کرده است.  سئوال اینست چرا داروین از مثال های انتخاب مصنوعی  برای اثبات انتخاب طبیعی،بسیار زیاد استفاده کرد؟ علت اصلی اینست که شواهد و مدارک واقعی برای انتخاب طبیعی در اندازه های انتخاب مصنوعی در طبیعت یافت نمی شود.البته این نوع استفاده از انتخاب مصنوعی برای اثبات انتخاب طبیعی کاملا گمراه کننده است به چند دلیل:

1- ادعا داروین و سایر تکامل گرایان اینست که تکامل یک فرایند کاملا طبیعی و بدون هدایت و طراحی هوشمندانه است و شاید اساس دعوای تکامل گرایان با خلقت گرایان بر سر همین نیروی هوشمند باشد. در انتخاب مصنوعی برخلاف انتخاب طبیعی نیروی هوشمندی به نام انسان وجود دارد که تمام مراحل انتخاب مصنوعی را هدایت می کند.

2- تغییرات انتخاب مصنوعی در حد درون گونه یا میکرواولوشن است و نمی تواند الزاما دلیلی برای تغییر در سطوح بالای رده بندی یاماکرواولوشن  باشد. تمام تغییراتی که پرورش دهندگان از طریق انتخاب مصنوعی ایجاد کرده اند هیچ گاه موفق به ایجاد گونه جدید نشده اند وتغییرات در حد درون گونه بوده است و حدود غیر قابل عبوری برای تغییرات گونه از طریق انتخاب مصنوعی وجود دارد.مثلا با همه تغییراتی که در سگ ها به وجود آمد هیچگاه گونه جدیدی به وجود نیامد.البته ممکن است تکامل گرایان بگویند که زمان انتخاب مصنوعی در حد چند هزار سال است اما در مورد انتخاب طبیعی میلیون ها و یا حتی میلیارد ها سال زمان داشته ایم. جواب اینست که چون انتخاب مصنوعی یک فرایند هوشمندانه و هدایت شده است نیازی به زمان بسیار طولانی ندارد چون تصادفی نیست کمبود زمان به وسیله طراحی هوشمند جبران می شود. دقیقا مثل اینکه شما بخواهید از کویری رد شوید و راه عبور از آن را بشناسید زمان بسیار کمی  نسبت به زمانی که بخواهید تصادفی به سمتی بروید و از کویر خارج شوید لازم است.فرایند های تصادفی برای رخ دادن زمان بسیار بالای لازم دارند.

3-تغییرات ناشی از انتخاب مصنوعی دارای حدودی است و بی نهایت ادامه پیدا نمی کند.در کتاب چهارم تغییرات میزان روغن در ذرت در اثر انتخاب مصنوعی آورده شده است اما آیا که این تغییرات دارای حد مشخص است؟ با ادامه آزمایش باز هم میزان روغن در ذرت افزایش می یابد؟

 

در آزمایش های که در فرانسه برای افزایش قند چغندر قند صورت گرفت میزان قند از 6% به 17%افزایش یافت ولی ادامه آزمایش برای افزایش بیشتر قند به شکست انجامید(کتاب آفرینش حیات دکتر درویزه جلد دوم).نمونه های دیگری از آزمایش های مشابه هم نشان داده حد تغییرات در انتخاب مصنوعی حدود مشخص دارد.

 

4- در تمام موارد انتخاب مصنوعی، نژاد های اصلاح شده دارای کارایی کاهش یافته هستند یعنی توانایی اصلی آنان برای عمر، تضعیف شده است(کتاب آفرینش حیات دکتر درویزه جلد دوم).یعنی اگر این جانداران در طبیعت بودند همین تغییرات باعث می شد که در رقابت با سایر جانداران از بین بروند و این نشان می دهد که جانداران انتخاب مصنوعی شده نمی توانند در یک محیط طبیعی صفات خود را به نسل بعد انتقال دهند. یعنی این تغییرات سریع در طبیعت می تواند به نابودی جاندار بینجامد پس الزاما قوانین انتخاب مصنوعی برای انتخاب طبیعی صحیح نمی باشد.

5- موجوداتی که از طریق انتخاب مصنوعی دارای ویژگی های خاصی می شوند در شرایط خاصی می توانند به حیات خود ادامه دهند مثلا گاوهای که در اثر انتخاب مصنوعی دارای شیردهی بسیار بالا می شوند نمی توانند شرایط واقعی را  نگهداری کنند و باید در شرایط ویژه ای نگهداری کنند.

حالا اگر ما بخواهیم  با استفاده از انتخاب مصنوعی جانداری را ایجاد کنیم که بهترین شرایط را برای زندگی در طبیعت داشته باشد امکانات ما برای تغییر بسیارمحدود است.در واقع انتخاب طبیعی یک نیروی بازدارنده و محافظ است که با تغییرات افراطی که ما بخواهیم ایجاد کنیم مخالفت می کند.

با توجه به این مطالب میتوان نتیجه گرفت استفاده از انتخاب مصنوعی برای اثبات انتخاب طبیعی به نظر درست و علمی به نظر نمی رسد.