دنیای که ما در آن زندگی می کنیم مجموعه های پیچیده و شگفت آور از دنیا های  تو در تو است که ما با حواس خود فقط سطوح کوچکی از آن را درک می کنیم. دنیا های بی نهایت ریز و بی نهایت بزرگ که برای ما به طور مستقیم قابل درک نیست و ما تنها به کمک علم و ابزارهای علمی بعضی از این دنیاها را به تدریج شناسایی می کنیم.

برای مثال هر اتم یک دنیای خاص خودش را دارد چیزی شبیه منظومه شمسی. هسته اتم در مرکز آن قرار دارد که از پروتون و نوترون ساخته شده است و تعدادی الکترون بر مدارهای مشخص دور آن می چرخند. اتم ها به هم متصل می شوند و مولکول ها را می سازند که آن ها هم دنیای شگفت آور با تنوعی بسیار زیاد را به وجود می آورند.

اتم ها و مولکول ها سلول را می سازند. سلول زنده است مفهومی که ما از تعریف آن ناتوانیم یعنی هنوز برای حیات تعریفی نداریم. سلول دنیای حیرت آور است. دانشمندان معتقدند:((ساختن یک مدل دقیق از یک سلول اگر سرعت کار یک اتم در دقیقه باشد پنجاه میلیون سال طول می کشد. پیچیدگی یک سلول را نمی توان به هیچ الگوی ساده ای  تقلیل داد)) .

عظمت یک سلول در حد خودش برای ما قابل باور نیست، پیچیده، منظم، دقیق و کاملا اقتصادی. از همکاری و هماهنگی مجموعه ای از  سلول ها بافت ها به وجود می آیند و از مجموعه بافت های که با هماهنگی هم کاری را انجام می دهند دستگاه و از مجموعه دستگاه ها هم موجودات زنده ای مثل انسان پدید می آید.

کره زمین که ما روی آن زندگی می کنیم خود بخشی از منظومه شمسی است که خورشید و منظومه شمسی با همه عظمتش یکی از میلیون ها ستاره کهکشان راه شیری هستند. زمین به دور خورشید می چرخد و خورشید و منظومه اش به دور مرکز کهکشان راه شیری در گردشند. کهکشان راه شیری یکی از میلیارد ها کهکشان جهان است!!! در کمترین برآورد ها تعداد کهکشان ها یکصد میلیارد اعلام شده است که هر کهکشان از میلیارد ها ستاره مانند خورشید تشکیل شده است!!! دنیایی عظیمی که با سرعت غیرقابل باور در حال توسعه است سرعتی که برای ما قابل تصور نیست.

هر چه بیشتر می اندیشی و فکر می کنی از عظمت این خلقت بیشتر متعجب می شوی. خلقتی عظیم که با دقت طراحی شده و در هر جزء آن دریایی از علم وجود دارد. خلقتی که نمایانگر خالقی بی نهایت قدرتمند و دانشمند است. خلقتی که فکر و عقل ناقص ما در عظمت آن می ماند و بیچاره و درمانده می شود.

اما سئوال اساسی اینست این خلقت عظیم برای چه آفریده شده است؟

جواب های متفاوتی وجود دارد اما من فکر می کنم این همه عظمت آفریده شده است تا انسان آن را بشناسد و در مقابل آن سر تعظیم فرو آورد و در مقابل آفریدگار آن خضوع و خشوع نماید تا با این شناخت لایق لطف و بخشش غیر قابل تصور شود. پس علم آموزی اگر با بینش درست باشد انسان را به مقصود آفرینش می رساند. به شرط آنکه علم باعث تکبر و خود بزرگ بینی نشود و به شرط آنکه این همه عظمت را فقط با قواعد محدود علمی توجیه نکنیم و به سادگی از آن ها رد نشویم.